چرا اغلب هدفگذاری ها بی نتیجه است؟

چرا در بیشتر موارد هدفگذاری های ما بی نتیجه است؟ در این مقاله با یک تست ارزیابی اهداف به این موضوع پرداخته ایم تا با سرعت بیشتری سمت هدفگذاری های خود حرکت کنیم.

یک زندگی نامه در ۵ فصل:

فصل اول

از خیابان عبور می کنم، چاله بزرگی در پیاده رو حفر کرده اند.

در چاله می افتم، سرگشته و درمانده ام.

تقصیر من نیست.

مدت زیادی طول می کشد و من با مرارت و زحمت زیاد از چاله بیرون می آیم.

فصل دوم

از خیابان عبور می کنم، چاله بزرگی در پیاده رو حفر کرده اند.

وانمود می کنم که آن را ندیده ام.

دوباره در چاله می افتم.

نمی توانم باور کنم که دوباره در همان چاله افتاده ام.

اما این تقصیر من نیست.

و این بار نیز مدت زیادی طول می کشد تا راه بیرون آمدن را پیدا کنم.

فصل سوم

از خیابان عبور می کنم، چاله بزرگی در پیاده رو حفر کرده اند.

آن را می بینم.

باز هم در آن می افتم…این یک عادت شده است.

چشمانم باز است، می دانم کجا هستم.

تقصیر خودم است ( خودم اشتباه کردم )

بلافاصله از چاله بیرون می آیم.

فصل چهارم

از همان خیابان عبور می کنم، چاله بزرگی در پیاده رو حفر کرده اند.

از کنارش می گذرم.

فصل پنجم

تصمیم می گیرم از خیابان دیگری عبور کنم

و

از خیابان دیگر به سلامت عبور می کنم

پرتیا نلسون

چرا اغلب هدف گذاری ها بی نتیجه است؟-1

چرا اغلب هدفگذاری ها به نتیجه نمی رسد؟

اگر اهدافی را مشخص کردید ولی در نهایت نتوانستید به آن برسید مثل اینکه چندین بار به باشگاه رفتید تا وزن دلخواه تان را بدست بیاورید یا چندین کلاس زبان رفتید به امید یادگیری زبان دوم اما موفق نشدید این مقاله می تواند به شما کمک کند که بفهمید ایراد کارتان در کجا بوده تا بتوانید در اهداف پیش رویتان همچون چراغ راهی باشد.

حالا می خواهم چند دلیل اصلی را که افراد موفق نمی شوند به اهدافی که تعیین کرده اند برسند را با شما به اشتراک بگذارم، امیدوارم که این لیست به شما کمک کند در آینده به اهداف اصولی تان برسید:

لیست آرزوها

خیلی از افراد ابتدای سال شروع می کنند به نوشتن اهداف و فقط یک لیست از کارها و اهدافی را که دنبالش هستند را می نویسند که بعضی این کار را هم انجام نمی دهند. اگر انتظارتان این است که با یک بار نوشتن اهداف بدون هیچ کاری به نتیجه خواهید رسید یک فکر احمقانه است مثل اینکه من هدف گذاشته ام تغذیه مناسب داشته باشم و برنامه غذایی سالمی را دنبال کنم اما هیچ کاری در موردش انجام ندهم، فقط در مورد آن فکر کنم و دوباره به کارهای قبلی بسنده کنم. مسلما نتیجه ای که می خواهم را نمی گیرم.

تعریف دیوانگی، انجام دادن کاری مشابه به دفعات قبل و انتظار نتیجه ای متفاوت داشتن از آن است.

آلبرت انیشتین

عدم وضوح و نا مشخص بودن هدف

اهدافمان بایستی مثل آب زلال و با وضوح باشد یعنی دستور العملی دقیق و جامع داشته باشیم تا از طریق آن بتوانیم ببینیم و ترسیم کنیم آن چیزی را که در دنیای بیرون به عنوان هدفمان در نظر گرفته ایم. هر چقدر ریز تر باشد احتمال رسیدن به آن بیشتر خواهد شد. همچون کارت بانکی و رمز آن یا اینکه هدفی را نشانه گیری کرده ایم اما چشمانمان بسته باشد هر چقدر هم که در تیراندازی مهارت داشته باشیم بازهم با چشمان بسته خیلی از تیرهایمان به خطا خواهد رفت. این قدر به ریز هدف تان را بنویسید تا به محض دیدن سرتیتر هدفتان در ذهن با جزئیات مرور شود.

به عمل کار برآید نه به حرف ( اقدام )

وقتی هدفتان را نوشته اید تاره شروع کار خواهد بود. کار اصلی بعد از انتخاب هدف شروع می شود. بزرگترین فاصلۀ ممکن بین دو نقطه یا دو چیز را که می توانید تصور کنید چیست ؟

پاسخ خود را بدهید، بعد به خواندن ادامه دهید.

بزرگ ترین فاصله، فاصله بین دانش و عمل است. خیلی به زبان خودمانی بگویم که اگر مطالبی را که در مورد هدفگذاری یاد گرفته اید به کار نبندید اتفاق خاصی نخواهد افتاد.

نبود یک مربی

راهنمایی اشخاص و نیروهای خبره در هدفگذاری و یا هر راهی یکی از اصلی ترین منابعی خواهد بود که احتیاج خواهید داشت. ما برای کارهای خیلی ساده تر به افرادی که خبره هستند مراجعه می کنیم اما برای زندگی و هدفگذاری اصولی این کار را انجام نمی دهیم. تصور کنید اگر کفشتان خراب شود آیا خودتان تعمیرش می کنید یا کفاش اما در هدفگذاری به مشکلی بخوریم از کسی که قبلا این راه را رفته است نمی پرسیم تا هم در زمانمان و هم در انرژی ای که داریم صرفه جویی کنیم.

چند ویژگی انتخاب یک مربی خوب:

افزایش میزان موفقیت

نرخ ریسک و خطای پایین تر

بالا بردن سرعت پیشرفت

امکان دسترسی آسان به اطلاعات به روز و تخصصی

چرا اغلب هدف گذاری ها بی نتیجه است؟-2
چرخه برنامه ریزی، انجام، بازبینی و ارتقا

زمانی را بایستی به این اختصاص دهیم تا تصمیم های درست و تصمیم های اشتباه را تحلیل کنیم. یکی از مهمترین کارها این است که از زمان و انرژی محدودی که در اختیارمان هست به بهترین نحو استفاده کنیم. این ضروری است که درس های زندگی را سریع یاد بگیریم. در غیر این صورت در یک دور باطل همچون اوایل فصل های زندگی قرار می گیریم و محکومیم به تکرار کردن اشتباهاتمان. چه بهتر که هر درس را یک بار تجربه کنیم و همان بار اول درس آنرا بگیریم.

چرخه برنامه ریزی، انجام، بازبینی و ارتقا کمک مان خواهد کرد تا بدون اتلاف وقت و زمان درس های زندگی را بدست آوریم. این چرخه خیلی ساده است. گام اول باید نقشه ها و اهدافتان را برنامه ریزی کنید بعد در گام دوم آنرا انجام دهیم و اقدام کنیم. در گام سوم کارهایی را که انجام دادیم مورد بررسی قرار می دهیم و ارزیابی می کنیم. چه شکست هایی داشته ام؟ چه پیروزی هایی داشته ام ؟ دستاورد هایم چه بوده است ؟

در گام آخر و به نظر من مهمترین بخش پیشرفت در کار این است که ببینیم چه اصلاحاتی را بایستی اعمال کنیم تا بهبود و ارتقا پیدا کنیم. اگر این مرحله را به خوبی انجام دهید متوجه خواهید شد که با انبوهی از مشکلات به خوبی مواجه شدید و کمترین اتلاف انرژی و منابع را خواهیم داشت.

هر چقدر این چرخه سریعتر و زودتر انجام شود پیشرفت و هدفگذاری بهتری خواهیم داشت. در کارآفرینی از این چرخه به فراوانی استفاده می شود و معتقدند که برای ساخت یک محصول یا خدمت حداکثر هفت مرتبه این چرخه را تکرار کنید که بیشتر سه یا چهار بار این چرخه را تکرار می کنند. خیلی نواقص و مشکلات یک محصول و خدمت از بین خواهد رفت.

به نظر من این چرخه هفتگی و ماهانه و سالانه بایستی انجام شود.

چرا افراد هدفگذاری نمی کنند؟-4

در پایان یک تست خودارزیابی برایتان می نویسم و مطمئن باشید با جواب دادن به آن و عمل به آن می توانید در منابع و انرژی تان صرفه جویی خوبی داشته باشید.

ا-اگر می توانستم به عقب برگردم و کاری را دوباره انجام دهم، این سه کار را به شکل دیگری انجام می دادم :

الف)…

ب )…

ج )…

۲-بیشترین تاثیری که یک واقعه یا یک انسان در سال گذشته روی شما گذاشته است چه بوده است؟

۳-هوشمندانه ترین تصمیمی که گرفته اید چه بوده است؟

۴-سه کاری که در آینده باید بیشتر انجام شان دهم چیست ؟

الف)…

ب )…

ج )…

۵-سه کاری که در ماه های آینده بایستی انجام دادنشان را متوقف کنم چیست ؟

الف)…

ب )…

ج )…

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *