۷ دلیلی که هدف گذاری مهم است

بارها از بزرگان موفقیت و کارآفرینان مطرح شنیده ایم که بایستی هدف گذاری داشته باشیم و اولین گام در موفقیت هدفگذاری است، اما شاید دلیل و در واقع چرایی آن را کمتر توجه کرده باشیم. در این مقاله سعی دارم تا مهمترین دلایل اینکه چرا بایستی هدف داشته باشیم و زندگی هدفمندی را انتخاب کنیم ذکر کنم؛ مطمئنا این لیست کامل نیست و می تواند موارد دیگری را هم شامل شود، سعی می کنم از مطالبی که متذکر می شوید و به آن اضافه می کنید استفاده کرده و مقاله را به روزرسانی کنم.

۱- هدف گذاری شما را هدایت می کند

هدف به ذات می تواند ما را هدایت کند، یعنی فرض کنید که شما هدف گذاشتید که تا سه ماه دیگر ۵ کیلوگرم کم کنید، پس وقتی با دوستانتان به رستوران می روید و می خواهید سفارش غذا بدهید بین یک پیتزا با مخلفات مثل سیب زمینی،نوشابه و… و یا یک سالاد با تکه های مرغ کدام را انتخاب می کنید ؟
یا اینکه می خواهید در رشته ای که هستید و در کاری که دارید پیشرفت داشته باشید و بین گزینه های اینکه به مافوق خود کمک بدهم تا ارائه خوبی داشته باشد و باری از دوشش بردارم و یک گپ دوستانه با یکی دیگر از دوستان غیر کاری، شما کدام را انتخاب خواهید کرد؟

درسته که گزینه ی دوم خیلی بیشتر خوش می گذرد اما با هدفی که ما انتخاب کردیم همخوانی ندارد و در راستای هدف ما نیست.

۲- هدف گذاری باعث می شود که کنترل زندگی خود را داشته باشید

بسیاری از مردم همچون افرادی که در خواب شبانه راه می روند و هیچ اختیاری ندارند در حال زندگی هستند و اصطلاحا «خوابگردی» می کنند، یعنی کاری را بطور کاملا غیر ارادی انجام می دهند و اصلا متوجه نمی شوند که این کارها را انجام داده اند. حتما برایتان اتفاق افتاده مادرتان یا دوستانتان می گویند که دیشب این کار را انجام دادی اما شما اصلا به خاطر نمی آورید.

حتی اگر این افراد به سختی کار کنند، احساس نمی کنند همان چیزی را که می خواهند می گیرند؛ به این دلیل است که آنها هدفی را برای جایی که می خواهند بروند ندارند، و سردرگم هستند که چه کار می خواهند بکنند، دانش آموزان و دانشجویان فارغ التحصیل می شوند و مطمئن نیستند چه کاری با زندگی خود انجام می دهند، بزرگسالان سال ها کار می کنند و زمانی که آنها به سی یا حتی چهل سال رسیدند و از اینکه نمی دانند که چه کاری را باید انجام دهند شوکه می شوند.

هدف گذاری در زندگی

در واقع شما فقط اهداف دیگران را برآورده می کنید و همچون عروسک خیمه شب بازی بازیچه اهداف دیگران خواهید شد؛ به طور مثال این می تواند صنعت غذای سریع  یا فست فود باشد که به شما می گوید غذای سریع را بخورید بخاطر اینکه شما آن را دوست دارید، می تواند صنعت کالاهای مصرفی باشد که به شما می گوید نیاز به این شامپو با فرمول فلان را دارید، می تواند صنعت مد باشد که شما را به خرید لباس خود تحریک کند.

وقتی که شما می ایستید تا اهدافتان را تنظیم کنید و در مورد چیزی که می خواهید فکر می کنید، از ماشین خودکار زندگی خسته می شوید و زندگی خود را آگاهانه شروع می کنید. به جای اینکه دیگران به شما بگویند چه کاری باید بکنید، شما مسئولیت پذیری و فکر کردن را انتخاب می کنید و در مورد آنچه که برای خودتان می خواهید، شروع به حرکت می کنید.

۳- دریافت حداکثر نتایج

بهترین بازیکنان، ورزشکاران سطح جهانی و افراد موفق، اهدافی را تعیین می کنند. مایکل فلپس (پر افتخارترین شناگر المپیک در تمام دوران)، مارک زاکربرگ (یکی از بنیانگذاران فیسبوک)، ریچارد برانسون مالک ده ها کسب و کار و ایلان ماسک مدیر عامل شرکت SpaceX و Telsa Motors ، همگی اهداف تعیین شده دارند؛ به همین دلیل است که وقتی اهداف را تعیین می کنید، یک دیدگاه و چشم انداز برای کار دارید.

شما خودتان را برای رسیدن به بهترین نتایج، ملزم و به جای اینکه در جایگاه فعلی خود بمانید و در انتظار رویدادها و اتفاقات باشید و وقت را هدر بدهید در راستای اهدافتان تلاش می کنید تا به حداکثر نتایج برسید.

نتایج هدف گذاری

اگر هدف و اهداف خاصی را تنظیم نکنید، چطور می توان چیزی را بهبود بخشید؟ در واقع معنایی برای کار کردن وجود ندارد و حتی اگر شما سخت کار کنید، ممکن است به هر چیزی منجر شود به جز آن چه که شما می خواهید.

اصطلاحی وجود دارد که شما هدف خودتان را برای ماه شلیک کنید. حتی اگر شما به ماه نرسید، در بین ستارگان فرود خواهید آمد. هنگامی که اهداف را تعیین می کنید، هدف شما برای ماه است.

شما می خواهید ۱ سال آینده را از حالا ببینید؟ هنگامی که اهداف را تعیین می کنید در واقع رو به جلو فکر می کنید، پس می توانید برنامه ریزی عملیاتی خود را ایجاد کنید. حتی اگر چیزها بر اساس برنامه ریزی پیش نرود، دوباره شما می توانید بررسی کنید، برنامه های خود را تنظیم کنید و سپس زندگی خود را به سوی هدف خود هدایت کنید. ما اهدافی را مشخص می کنیم که اگر به آنها هم نرسیدیم بدانیم چرا به آن نرسیدیم.

همان طور که می دانید همه چیز دو بار ایجاد می شود: ابتدا در ذهن، سپس در جهان فیزیکی.

ایجاد ذهنی زمانی اتفاق می افتد که اهداف خود را تعیین می کنید و خلقت فیزیکی هنگامی اتفاق می افتد که شما روی هدف خود کار می کنید و آن را به زندگی تبدیل می کنید. بدون خلقت ذهنی، خلقت فیزیکی نمی تواند رخ دهد. هنگامی که اهداف را تعیین می کنید و می نویسید، ابتدا اولین قدم را برای روییدن رویای خود می گذارید، بعد از آن مراحل بعدی به دنبال آن می آید.

نتایج هدف گذاری_1

۴- هدف باعث ایجاد تمرکز لیزری می شود

اهداف به شما کانون تمرکز می دهند، واقعیت این است که همه ی ما به عنوان انسان، زمان و انرژی محدودی داریم اما تعیین اهداف باعث می شود شما تمرکز لیزری داشته باشید و کانونی برای صرف زمان و انرژی به شما می دهد.
فرض کنیم هدف شما ایجاد یک کسب و کار شرینی پزی و یا نان حجیم است، حتی اگر شما نمی دانید که چگونه این اتفاق می افتد، تنظیم هدف به شما یک نقطه کانونی می دهد. همانطور که برای ایده های خود به فکر هستید، متوجه می شوید که می توانید با مطالعه بازار محلی و برندهای شیرینی موجود شروع کنید و بفهمید که مردم چه شیرینی هایی را دوست دارند، سپس کلاس های پخت شیرینی و نان حجیم را برای مهارت های خود انتخاب کنید و در عین حال، دستورالعمل های مختلف را تست می کنید و اجازه می دهید تا دوستانتان قبل از فروش به شما بازخورد مناسب بدهند.

انرژی خود را به عنوان ورودی فرض کنید و نتایج بدست آمده را به عنوان خروجی در نظر بگیرید. هنگامی که شما یک هدف دارید، یک نقطه کانونی ایجاد می کنید که در آن انرژی شما می تواند برای ایجاد حداکثر پاداش و نتایج هدایت شود؛ به عنوان مثال، رسیدن به ۵۰۰۰ بازدید کننده در روز از وبلاگ یا وبسایت شما نیاز به اولویت بندی و شناسایی مهمترین وظایف نسبت به این هدف دارد تا به ترافیک کمک کند یا مانند یک هدف برای رسیدن به نمرات بالا بایستی اقدامات مشخصی را انجام داد ، مثل انتخاب بهترین منابع کلاسی، مطالعه سوالات امتحانات سال گذشته، مشورت با استادان خود و داشتن جدول زمانی مطالعه و حتی محدود کردن شبکه های اجتماعی و تماشای تلویزیون می تواند ما را به حداکثر نتایج برساند.

۵- مسئولیت پذیری را ایجاد می کند

خبر خوب در رسیدن به اهداف این است که فقط یک نفر می تواند به شما کمک کند یا شما را از اهدافتان باز دارد و آن شخص خود شما هستید. هر زمان مسئولیت زندگی خود را به صورت صد در صد بپذیرید می توانید آن را تغییر دهید، اصلا اگر نپذیرید که در اختیار شما هست چطور می خواهید که آنرا تغییر دهید؟ داشتن اهداف شما را مسئولیت پذیر می کند.

این مسئولیت پذیری و پاسخگو بودن به خودتان است و نه کسی دیگر، هیچ کس اهدافی که شما تعیین کرده اید را نمی داند؛ حتی اگر شما به اهداف خود برسید، مردم نمی ایستند تا ببینند. با هدف گذاری، به راحتی می توانید ببینید که آیا در مسیر هستید و اگر نباشید، چه کاری بایستی برای آن انجام دهید.

هنگامی که وبسایت شخصی خودم را سالها پیش آغاز کردم، اهدافی مانند نوشتن تعدادی مقاله در یک هفته را برای رسیدن به یک هدف خاص ترافیکی و جذب تعداد مشخصی از مشتریان در یک ماه تعیین کردم؛ این باعث شد من به این اهداف پاسخ دهم و هر هفته در هنگام کار بر روی برنامه، عملکردم را نظارت کنم؛ اگر من متوجه شدم که سقوط کوتاهی دارم، مراحل لازم را برای رسیدگی به آن انجام خواهم داد. من می توانم از ماتریس آیزنهاور استفاده کنم و وظایف بی اهمیت و غیر فوری را حذف کنم و بیشتر به وظایفی که مهم و غیر فوری هست زمان اختصاص بدهم و اقدامات با اولویت  ۸۰/۲۰ (اصل پارتو) را برای رسیدن به اهدافم شناسایی کنم، انجام این کار به من کمک کرد بلافاصله وبلاگم را رشد دهم و طی یک سال من توانستم اشتیاقم را به کار تمام وقتم تبدیل کنم.

۶- هدف گذاری باعث تحریک شما می شود

هنگامی که اهداف خودتان را تعیین می کنید، یک بار دیگر تاکید می کنم وقتی اهداف واقعی خودتان را تعیین می کنید با خواسته های درونی خود ارتباط برقرار می کنید، آنها به شما انگیزه می بخشند و برای شما تلاش می کنند؛ بسیار قدرتمند است اگر شما در حال حاضر محل زندگی مناسبی ندارید، اهدافتان به شما در مورد چیزهایی که دوست دارید یادآوری می کنند تا تمرکز خود را از موانع منفی منحرف کنید و به خواسته های درونی خود بازگردید.

هنگامی که شما احساس بدی دارید، اغلب به این دلیل است که شما چیز ارزشمندی را نمی بینید تا دنبالش کنید و اهدافتان مانند یک رنگین کمانی است که مسیر را به شما نشان می دهد.

موانع هدف گذاری

اگر انگیزه ام را نسبت به اهداف مهم زندگی خود از دست بدهم، نمی توانم مانند افراد موفق که به اهدافشان رسیده اند و فرد موثری در جهان بوده اند، تمرکز کنم. من سناریو را با وضوح کامل تجسم می کنم، مثل اینکه در حال حاضر اتفاق می افتد؛ این باعث می شود که من خود را مستقیما به خودم بسپارم، زیرا من می دانم که انگیزه من باعث می شود تمام کارهای روتین و خسته کننده را انجام دهم.

۷- بهترین نسخه خودت باش

هدف گذاری به شما در دستیابی به بالاترین پتانسیل که می توانید داشته باشید کمک می کند. بدون هدفگذاری، شما به طور معمول فعالیت های معمولی را انجام می دهید که هر روز احساس امنیت و راحتی کنید، این مانع از رشد شما می شود و شما را از دسترسی به پتانسیل بی نهایتان دور می کند.

با هدفگذاری، اهدافی را مشخص می کنید تا به سمت آن حرکت کنید؛ این اهداف شما را به مکان ها و موقعیت های جدیدی هدایت می کند و شما را در حالت رشد قرار می دهد. هدف گذاری شما را فراتر از خود عادیتان می برد و به ارتفاعات جدید می رساند؛ به عنوان مثال، تنظیم محدودیت زمانی برای به انجام رساندن کارها، با این کار این امکان را به خود می دهید که سریعتر کار کنید. تعیین هدف کم کردن وزن به شما کمک می کند تا بدانید که آیا اقدامات شما در کاهش وزن موثر بوده است یا خیر، انتخاب یک هدف حرفه ای، تضمین می کند که شما برای رسیدن به چیزی کمتر از آنچه که می خواهید، قانع نمی شوید.

 

 

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *